مُسکنی برای جراحی بزرگ
"طنز مثل نیشتری است که بر یک زخم برای اصلاح میزنید و برای جلوگیری از عفونت بدن است."
جمله بالا را علی دارابی معاونت سیمای جناب آقای ضرغامی در جلسه تقدیر از عوامل مجموعه «خنده بازار » در تاریخ 20 شهریور گفته است. از آنجا که ایشان گویا به برنامه های طنز و خنده دار -و البته تخلیه هیجان ناشی از آن- علاقه خاصی دارند در جای دیگری نیز فرموده اند: «به آقای پورمحمدی (ریاست شبکه سوم سیما) گفتهایم که سریال نمایشی ماه رمضان آینده باید طنز باشد. اگر تخلیه هیجانی جامعه صورت بگیرد دغدغه نداریم وقتی یک مسابقه باشد که قرار است اتفاق بیافتد.»
طنز و هجو دو دسته آثار هنری اند که مخاطب را به خنده وا می دارند. این دو گونه، از وجوهی با هم مشترک و البته در وجوهی ضد هم می باشند.
طنز یعنی به تمسخر گرفتن عیبها و نقصها به منظور تنبیه و آگاه کردن از روی غرض اجتماعی. طنز مخاطب را به خنده میاندازد اما قلب و ذهن او را به درد میآورد. اگرچه مبناى طنز بر شوخى و خنده است، اما عامل مهمى كه در كنار اين مسأله بايد به آن توجه كرد، تفكر برانگيزى طنز است. طنزى دلنشينتر و قابل تأملتر است كه خواننده و شخص مورد انتقاد را پس از مطالعه به تفكر وادارد به بیان دیگر در هجو، خنده به خاطر خنده مطرح است اما در طنز خنده برای استهزاء کردن است یعنی خنده وسیله است نه هدف.
هجو اما نوعى از هنر است كه بر پايه نقد گزنده و دردانگيز است، و گاهى به سر حدّ دشنام گويى يا ريشخندِ مسخرهآميز و دردآور نيز مىانجامد. در هجو لزوما هدف، گوشزد کردن کاستیها و عیبها -یا به طور کلی غرض اجتماعی- نیست بلکه هدف مضحک بودن و خنداندن است. هجو واقعیات را از راه تمسخر منکر می شود. برای مثال وقتی شما در یک سریال تلویزیون زن دهاتی را ببینید که سر تنور از مشکلات روستا می گوید و از قطعی اینترنت پر سرعت گلایه می کند -در حالیکه حتی نمی تواند اصطلاح آنرا درست تلفظ کند- شما نبود اینترنت در روستاها را به عنوان مشکل و نقص برداشت نمی کنید، بلکه تمام ناله و فریادها از کمبود امکانات در روستاها در نظر شما دروغ و غیر واقعی جلوه میکند.
كيومرث صابرى (گل آقا) تعريف جالبى از طنز ارائه كرده است:" طنز، جراحى است و «هجو» سلاخى. هزل و شوخى و مطايبه بدون اينكه قصد ارزشگذارى داشته باشم يا بخواهم آنها را نفى كنم، زنگ تفريح زندگى است. طنز تعليم و تدريس است، مبتنى بر هدف متعالى است. طنزنويسى اداى تكليف اجتماعى است. طنز سيلى محكمى است كه به صورت يك مسموم مىزنند تا خوابش نبرد. هدف، كمك به ادامه حيات اوست؛ مثل فشارى است كه به سينه يك مغروق وارد مىشود، چه بسا كه دندههايش را بشكند، اما ريههايش را فعال و حياتش را تضمين مىكند".
با رویکرد هجو هزل از عفونتها جلوگیری نمیشود بلکه مردم در حالتی شبیه به خلسه و بی هوشی وارد می شوند که در این حالت بیماریها و مشکلات مردم اعم از گرانی، بیکاری، بیهویتی، اعتیاد و ... درمان نمیشود بلکه با مسکن دردش ساکت میگردد. مردم با هجو و تمسخر هیجان درون پر آشوب خود را خالی میکنند و چون گاوی که خواب آور به آن ترزیق کرده باشند اندکی تلو تلو می خورند و سپس واژگون می شوند. اینک اینان آماده جراحی های بزرگاند.
درست به همین دلیل است که در زمان تحولات عظیمی چون هدفمند سازی یارانهها لازم است به هجو در رسانه پناه ببریم. اما جراحیهای بزرگ مسکن های بزرگتری نیز میطلبند. به همین خاطر معاون سیما در ادامه همان مراسم گفته اند: « خنده بازار باید برای نوروز 91، رمضان 91 و نوروز 92 آماده و مهیا شود... به آقای پورمحمدی گفتهایم که سریال نمایشی ماه رمضان آینده باید طنز باشد. »
خبر مراسم تقدیر از عوامل خنده بازار