پروژه سقاخانه

 آنچه در ادامه می­ آید گفتاری از  دکتر رجائی فر است که به  توصیف حادثه­ای تاریخی اشاره دارد که انگلستان در آن از احساسات پاک مردم ایران در جهت اهداف استعماری خود بهره برده است. این مطلب با نگاه به مسائل امروز کشور معنایی ژرف می­یابد.


سال 1901 در ایران نفت کشف شد و شرکت های نفتی انگلیسی آمدند و با دولت قاجار قرارداد بستند و شروع  به استخراج نفت کردند از زمان کشف نفت روسیه تزاری که کشوری استعماری بود، دنبال سهم خود در نفت ایران بود. امتیازی که به طور کامل به انگلیس رسیده بود. از 1907 انگلیس و روسیه ایران را بین خودشان تقسیم کردند جنوب به دست انگلیس افتاد و شمال به دست روسیه و یک ناحیه بی طرف این وسط باقی ماند. کمتر از 10 سال بعد از این ماجرا و قبل از انقلاب کمونیستی شوروی، بریتانیا و روسیه آمدند و یک قرارداد بستند که در اثر اعتماد طرفین آن ناحیه ی بی طرف نیز  بین این دو تقسیم شود. سال 1915 یا 16 در حالیکه که روسیه تزاری به گمان  اینکه ممکن است در استان های شمالی هم نفت وجود داشته باشد، یک قرارداد با دولت قاجار امضا کرد که بنا به آن نفت شمال را روسیه استخراج کند. فردی به نام  خوشتاریا این قرارداد را گرفت اما وقتی سال1917  انقلاب کمونیستی اتفاق افتاد به دلیل ماهیت  مردمی و خلقی آن شوروی یک سری امتیازات که دولت روسیه تزاری از ایران گرفته بود به ایران پس داد. از جمله مواردی که امتیازش ملغی شد همین امتیاز نفت خوشتاریا بود. انگلیس جلوتر از اینکه این مسائل عنوان بشود به خوشتاریا پول داد و امتیازش را خرید که امتیاز نفت شمال را هم داشته باشد. اما این امتیاز سوخته به حساب می­آمد چون اعتباری نداشت دولت ایران هم قبول نکرد. و مدعی شد این امتیاز متعلق به مردم است و نمی توان امتیاز آنرا خرید و فروش کرد. طی این تحولات در سال 1920 حدود سال 1300 شمسی دولت قاجار با کودتای رضاخان کنار می رود اما رضاخان هنوز  شاه نشده و 4یا 5 سال است که کشور را تحت نام سردار سپه اداره می­کند. دولت ایران تصمیم گرفت  قسمت شمالی را برای استخراج نفت به فردی که سابقه کار نفتی دارد اعطا کند.

ادامه نوشته

بنیاد بر باد

بنا به آیه شریفه إِنَّ الَّذينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُون (الاحقاف 13) ‏لزوم رسیدن به نتیجه مطلوب در یک حرکت انسانی استقامت و پایداری در انجام آن است. استقامت و پافشاری بر هدف زمانی ایجاد می شود که ایمان قلبی از راه معرفت و شناخت در فرد ایجاد شده باشد. ممکن نیست کسی بر مسلک و روشی استوار باشد مگر آنکه از طریق تعقل و تفکر به حقانیت و درستی این راه ایمان آورده باشد. استقامت مستلزم صبر بر رنجهاست و اعتقاد عمیقتر و راسخ تر به حق نیز قطعاً صبر بزرگتری نیز طلب می کند. به همین خاطر است که پیروان راستین حق را در تاریخ نمی بینی مگر اینکه زیر شکنجه و آزار بوده اند و فریاد عدالت را از زیر یوغ ستمکاران فریاد می کردند.

ادامه نوشته

فروز رجایی فر: حق ندارند به مجمع حزب الله بگویند چرا نقد کردی؟

خانم رجایی فر از دانشجویان  که در ماجرای تسخیر سفارت آمریکا حضور داشتند.  ایشان اکنون دبیرکل ستاد پاسداشت شهدای اسلام هستند.

 

خانم رجایی فر چندی پیش دانشجویان به سفارت انگلستان هجوم بردند نظر جناب عالی پیرامون این حرکت چیست؟

بحث بنده درباره سفارت و ماجراهای بعدی این بود که چون تصمیمی برای کاهش روابط از طرف مجلس گرفته شده بود و این موضوع خیلی از جهت سیاسی برای انگلیس با آن سوابق استعماری، اهانت آمیز تلقی می شد به نظرم نباید در این مقطع این اتفاق در سفارت صورت می گرفت. یعنی پیشنهاد من به دوستان این بود که تجمع و تظاهرات و اعتراضات مقابل سفارت انجام بشود اما خواسته ای که مطرح می شد این باشد که دولت هرچه زودتر مصوبه مجلس را به اجرا در بیاورد. چنان چه این کار از طرف دولت با بی توجهی مواجه می شد شاید آن موقع ما بتوانیم ورود به سفارت را آن هم تحت یک برنامه ریزی دیگر مانند اشغال لانه جاسوسی در اوایل انقلاب به اجرا در بیاوریم. این حرکت باید به گونه ای می بود که کسانی مثل نفوذی هایی که شاید بیایند یا مثلا خود دولت انگلیس یا هر کسی که می توانست به نحوی در انحراف این حرکت تاثیر گذار باشد از این حرکت مطلع نمی شد. در هر صورت با این نحوه که این کار انجام شد، من تایید نکردم و از همان اول با دوستانی که تماس داشتم با ایشان گفتم که به نظر می رسد که خیلی حرکت سنجیده ای که نبوده به کنار، قطعا یک حواشی ای را ایجاد می کند که مطلوب بچه ها نبوده است.

ادامه نوشته

دکتر کوشکی: اولین برنده ورود به سفـارت، انگلیسی ها بودند

بعد از وقوع حادثه سفارت  و تبعات آن اکنون بهتر و بیشتر می توانیم در مورد درست یا غلط بودن آن تامل کنیم لذا بر آن شدیم تا نظر اساتید مختلف در مورد این ماجرا و مسایل پیرامونی آن را مطلع شویم که در زیر متن مصاحبه با دکتر کوشکی آمده است.

آقای دکتر چندی پیش دانشجویان به سفارت انگلستان وارد شدند نظر جنابعالی پیرامون این حرکت چیست؟

ببینید در خصوص رابطه ی ایران و انگلیس بعد از پیروزی انقلاب اسلامی چند نکته ای را باید در نظر گرفت. یکی اینکه، از ابتدا که انگلیسی ها کشور ما را شناختند و رابطه برقرار کردند به چشم یک مستعمره به ما نگاه می کردند و همیشه در طول تاریخ ملت ما را تحقیر کردند که اوج آن در دوران قاجار و پهلوی بود. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ما سعی کردیم که به عنوان یک ملت مسلمان و انقلابی به انگلیسی ها تفهیم کنیم که نگاه شان را باید عوض کنند و مهم ترین رفتاری که با آن ها داشتیم تا آن ها متوجه شوند با یک کشور انقلابی و مسلمان طرف هستند بحث سلمان رشدی بود که توسط حضرت امام مطرح شد. اینجا بود که  انگلیسی ها دقیقا متوجه شدند که چگونه یک کشور مسلمان و انقلابی از باورهایش دفاع می کند. بعد از آن به دلایل مختلفی نوک پیکان ما به سمت آمریکایی ها رفت و این باعث شد انگلیسی­ها به حاشیه بروند و ما فرصت نکردیم که انگلیسی ها را سر جایشان بنشانیم. همین مسئله انگلیسی ها را گستاخ کرد که این گستاخی چند باری بروز کرد، از جمله حوادثی که در سال 88 رخ داد. لازم بود که به انگلیسی ها دوباره یادآوری شود که با یک ملت مسلمان طرف هستند. مجلس هم هرچند دیر ولی به هر حال گام مثبتی برداشت و بحث اخراج سفیر انگلیس را تصویب کرد. تا اینجا هیچ مشکلی نیست و ما می توانستیم اخراج سفیر انگلیس را مرحله اول یک حرکت چند مرحله­ای بدانیم. که اگر انگلیسی ها در رفتارشان بازنگری نکردند ما گام­های بعدی را برداریم. حرکتی هم که دانشجویان در مقابل سفارت ترتیب دادند، این که دانشجویان چندین بار اعتراضات شان را در مقابل سفارت انگلیس به نمایش گذاشتند، هیچ مشکلی نداشت. تظاهرات هم در سالگرد شهید شهریاری هیچ مشکلی نداشت، اما ورود به سفارت هیچ گره ای از مشکلات ما را باز نکرد. چیزی هم به ما اضافه نکرد بلکه باعث شد که انگلیسی ها که استاد فرصت طلبی هستند آن مسابقه باخته را در دقایق آخر به نفع خود به پایان برسانند. یعنی ورود به سفارت انگلیس کاملا یک حرکت شتابزده و احساسی بود که هیچ ثمره ای نداشت. دوستانی که این کار را انجام دادند باید بگویند چه ثمره ای داشت!

ادامه نوشته

جلسه آزادفکری پیرامون حادثه ورود به سفارت

جلسه آزادفکری پیرامون حادثه سفارت و وقایع پس از آن، پنجشنبه شب در دفتر مجمع دانشجویان حزب الله در دانشگاه علم و صنعت برگزار شد.

در این جلسه اعضای مجمع دانشجویان حزب الله با حضور فعالین سابق مجمع و اعضای مرکزیت جنبش عدالتخواه به بررسی موضوع ورود به سفارت و وظیفه جنبش دانشجویی در قبال آن پرداختند. در این جلسه همچنین نسبت به موضع گیری مجمع دانشجویان حزب الله پیرامون مساله سفارت بحث شد و انتفادات نسبت به این موضوع مطرح گردید.

نکته قابل توجه در این جلسه عدم حضور حتی یک نفر از اعضای سابق و شورای نظارت جنبش عدالتخواه دانشجویی به رغم دعوت از ایشان بود.

مجمع دانشجویان حزب الله غرض ورزی رسانه ها را در انتشار بیانیه خود محکوم کرد

لَولآ اِذا سَمِعتُموهُ ظنَّ المُؤمِنونَ وَ المُؤمِناتُ بِاَنفُسِهِم خَیراً (سوره نور آیه 12)

چرا هنگامی كه آن نسبت ناروا را شنیدند مردان و زنان باایمان نسبت به خود و كسی كه همچون خود آنها بود گمان خیر نبردند.

بیانیه اول مجمع دانشجویان حزب ا... در سایتها و خبرگزاری های داخلی و خارجی به گونه انتشار یافت و مورد سوء تفسیر قرار گرفت که ضرورت ایجاب نمود توضیحاتی از طرف شورای مرکزی این تشکل به اطلاع عموم برسد:

1) بین پیروان و فرزندان معنوی، فهیم و هوشمند روح الله بزرگ همواره فضای آزاد برای "نقد" و "گفتگویِ تکامل بخش" وجود داشته است و این چیزی نیست جز حاصل آنچه که خود حضرت امام به ما آموخته است. امام معتقد به کثرت ضابطه مند در فضای سیاسی کشور بودند و بر اساس مبانی اسلامی، آن را موید رشد و بلوغ جوامع انسانی بر می شمردند. ایشان می فرمودند: نقد بلکه تخطئه از موهبات الهی است.

در موقعیت کنونی، استکبار رسانه ای غرب بر آن شده است تا با سوء استفاده از فضای رشد یافته نقد و گفتگو در داخل کشور و اجتناب معتقدین به انقلاب و نظام از تصلب ذهنی و تفکر کلیشه ای، برای لحظه ای هم که شده از بحران جانکاهی که در سرتاسر جهان نصیب اربابانشان شده، خاطر  آسوده کند و به خیال باطل خود از این فضا، میوه ای هم برای خود بچیند. این پایگاه های دروغ پراکنی، با استفاده از ترفندهای ناجوانمردانه رسانه ای، همچون زدن تیترهای نامربوط به متن،‌ ترتیب خاص دادن به نظرات در ذیل بیانیه به گونه ای که امیال آنان را سامان دهد و عدم انتشار کامل آن، تمام همت خود را مصروف کردند تا به صورتی مذبوحانه و مضحک، آنچه مطلوبشان است را از متن بیانبه مجمع دانشجویان حزب ا... استخراج کنند. حال آنکه هرکس به متن کامل بیانیه ما نظری بیافکند و به موضع بدون سانسور دانشجویان حزب اللهی دانشگاه علم و صنعت پی ببرد، به خوبی متوجه خواهد شد که این تحرکات استکبار رسانه ای غرب و عوامل منطقه ای آن، چیزی جز شانتاژ و دروغ پردازی نیست و مجمع دانشجویان حزب ا... بر اساس مبانی و اصولی که از امام بزرگوار و مقام معظم رهبری آموخته است با نیت "تکامل بخشیدن به شیوه های مبارزه با استکبار جهانی به سرکردگی آمریکا و هم پیمان جهانی آن انگلیس و پایگاه منطقه ایش رژیم صهیونیستی"، به نقد و ارزیابی برخی شیوه ها و رویدادهای سیاسی کشور پرداخته است و این چیزی نیست جز در جهت تعمیق و گسترش مبارزه اصولی و موثر با استکبار زخم خورده جهانی!  بیانیه سابق مجمع حزب ا... آحاد جبهه خودی را دعوت به عدم عقب نشینی در مقابل  تهدیدهای توخالی انگلیس و شرکای آن نسبت به انقلاب مردم مسلمان ایران کرده بود و حتی خواستار قطع کامل روابط با انگلیس شده بود.

بیگانگان و ناظران خارجی اطمینان داشته باشند که هر آنچه از "کثرت اصولی دیدگاه ها " بین گروه ها و آحاد مردم ما  جریان داشته باشد نه تنها زمینه سوء استفاده و تقویت سیاست های تفرقه افکنانه و تسلیم طلبانه را فراهم نمی کند بلکه (اگر به درستی از جانب خودمان با فضای تکامل بخش  نقد و گفتگو  بر خورد شود)، در جهت مخالف مطامع استعمارگران و من جمله استعمارگر فرتوت و بحران زده یعنی انگلیس، عمل خواهد کرد.

وانگهی! بارها و بارها در طول تاریخ پر فراز و نشیب این مرز و بوم اثبات شده است که مردم غیور ما به رغم تکثر درونی، در گرفتن انتقام مظلومین از استعمارگران و جبارین، با هم متحد و هم صدایند و در صورت کوچکترین تعدی یا زیاده خواهی از طرف اجانب، درسی به آنان خواهند داد که مایه عبرت تاریخ گردد.

2) برخی رسانه های وابسته به ارتجاع منطقه به سرکردگی دولت جنایت پیشه سعودی با قلب معنای بیانیه مجمع حزب الله و حذف قسمت های انگلیس ستیزانه آن، پرده از چهره اربابان واقعی خود برداشتند و بار دیگر بر رسوائی خود صحه نهادند. در حالی که برخی رسانه های تابلودار استکباری برای حفظ ظاهر هم که شده در انتهای خبر خود از موضع مجمع مبنی بر عدم کوتاه آمدن جلوی انگلیس یاد کرده بودند، اما رسانه های مزبور حتی تا این حد هم ملاحظه ظاهر را نکرده اند. چهره واقعی رسانه های مفتضحی چون "العربیه" برای مردم ما، این روزها که به جنایات اربابان این قبیل رسانه ها در بحرین و یمن می نگرند آشکار و بی نیاز از توضیح است. همان بهتر که این رسانه ها همَّ خود را این ایام، مصروف شکست خفت باری کنند که آمریکا و انگلیس و اسرائیل به نحو روز افزون در منطقه متحمل می شوند و درگیر کابوسی باشند که بیداری روز افزون توده های مسلمان در منطقه و لذا نوید مرگ حتمی رژیم مرتجع سعودی و شرکای رو به زوال آن نصیبشان ساخته است. دیر نیست که انشاا...، بشارت حق محقق شود و مسلمانان سراسر جهان ایمن از شر خائنین به حرمین شریفین وارد مسجد الحرام شوند.


ادامه نوشته

سخنان امام روح الله درباره دولت جنایتکار انگلیس

اعتراف وزير خارجه بريتانیا

مطلبى كه ما مكرر گفته بوديم وزير خارجه انگلستان فاش كرد. ما از اول گفته بوديم كه شاه سابق به دستور انگليسها كودتا كردند و آمدند و منافع آنها را مى‏خواستند حفظ بكنند؛ و وقتى كه يك خطايى كرد، يك تخلفى كرد، بيرونش كردند و بردندش به جزيره موريس و رفت سراغ كارش؛ و شاه فعلى هم‏روى‏ منافع متفقين، ... در ايران هستند؛ و براى منفعت متفقين: شوروى و امريكا و بريتانيا، مشغول كارند، و وزير خارجه بريتانيا همين مطلب را در چند روز پيش از اين گفت كه ما نمى‏توانيم كه ساكت باشيم و كسى كه براى منفعت ما در ايران هست و حافظ منافع ماست اينطور باشد. ملت ايران هم كه الآن قيام كرده است، روى همين معناست كه وزير خارجه انگلستان گفته است.

صحيفه نور    ج‏4    203  

 


ادامه نوشته

مجمع دانشجویان حزب الله: دولت از ارتباط مجدد بپرهیزد/ دانشجویان بی تحلیل عمل کردند

کشور بریتانیا با داشتن سابقه استعمار و استثمار برای اذهان ایرانیان و تمام جهانیان شناخته شده است. حافظه تاریخی جهان از یاد نبرده است که روزی خورشید بر مردم ممالک مستعمره این کشور غروب نمی کرد و اینان آزادگان امت ها را می کشتند و ثروت ها و سرمایه های کشورها را به یغما می بردند و از همه مهمتر مرام و منش مردم را به نفع خود تغییر می دادند و فکر و ذهن جماعت را عقب مانده و عقیم نگه می داشتند. مردم ایران جنایت های انگلیس را در طول تاریخ و صده اخیر هرگز از یاد نخواهد برد، تلف شدن نیمی از جمعیت بیست میلیونی ایران تنها به دلیل تامین ارزاق سربازان انگلیسی و امریکایی در جنگ جهانی، غارت سرمایه های ملت ایران در دوران قاجار و پهلوی، کودتا و کشتار در دوران معاصر مطلبی نیست که از خاطره ملت ایران پاک شود، روشی که امروزه نیز این روباه پیر دنبال می کند و سفارت خانه های آن در تمامی ممالک همانند سالیان گذشته کاری جز فرقه سازی و تفرقه افکنی و فتنه انگیزی ندارد و سفارت خانه آن در ایران نیز مرکزی جز مرکز جاسوسی و فتنه انگیزی نبوده و نیست. روشن است که انگلیس فعلی تفاوت ماهوی با بریتانیا چند صده پیش ندارد شاید ظاهری آراسته تر و فریبکارتر از گذشته به خود گرفته باشد.

در اینکه دانشجویان بدون تحلیل وارد این ماجرا شده اند شکی نیست. غلبه احساسات بر عقل در سازماندهندگان و بالتبع حاضران تجمع روشن و مبرهن است. اما چگونه شده است در برنامه ای که مورد حمایت همه اتحادیه هاست این مشکل بروز می کند. با توجه به اینکه تمام 5 اتحادیه دانشجویی موجود در کشور اعم از بسیج دانشجویی، انجمن اسلامی مستقل، دفتر تحکیم وحدت، جامعه اسلامی و جنبش عدالتخواه حضور خود در سفارت را نفی نکرده اند. حتی از آن تا حدودی حمایت هایی نیز شده است. متاسفانه تشکل های دانشجویی ماهیت دانشجویی خود را تا حدود زیادی از دست داده اند و شاهد این هستیم که در اتحادیه های موجود تحلیل و تفکر جوشیده از بدنه دانشجویی چنان در سطح پایینی است که تقریباً جایی در تصمیم گیری ها ندارد در عوض منافع جناح ها و گروهها و بعضاً امیال شخصی افرادی خارج از مجموعه دانشجویی جای آن را پر کرده است. در این صورت دانشجو آلت دستی برای منافع و اهداف درست یا نادرست عده ای در سازمان ها، احزاب و جبهه ها  خواهد شد. مصداق این ادعا مساله ورود به سفارت است. چگونگی ورود عده ای به سفارت هنوز مبهم است. اما قرائن نشان می دهد برنامه برای حضور عده ای در داخل سفارت و پایین کشیدن پرچم و به طور کلی نشان دادن ضرب شست به دولت انگلیس هماهنگ و مورد تایید بوده است اما جمعیت خارج از کنترل می شوند و سر و ته ماجرا از دست نیروی انتظامی خارج می شوند و عده ای وارد سفارت می شوند و تنها کاری که دست به انجام می زنند تخریب و آسیب رساندن به سفارت بوده است زیرا پیش بینی ای برای این قسمت از ماجرا وجود نداشته است. حتی در ابتدای امر بیانیه ای از حاضران در سفارت برای اعلام موضع و اهداف و بیان خواسته های خود از ورود به سفارت وجود نداشت. در نهایت نیز همانها که اینان را راه داده بودند دستور خروج به ایشان می دهند و قائله ختم می شود.

ادامه نوشته

ما بازی خورده بودیم

به طرف میدان فردوسی به راه افتادیم. خبر داده بودند که بچه ها سفارت را اشغال کرده اند. پایمان را که از درب ایستگاه مترو بیرون نهادیم ماموران انتظامی ایستاده بودند و این صف تا خود سفارت ادامه داشت بل بیشتر. من و محمد اکنون جلوی درب سفارت بریتانیا ایستاده بودیم و درب را تماشا می کردیم. سردری ساده و به رنگ آبی که یک کامیون به راحتی می توانست از آن عبور کند و چند نرده بالای سردر بود. –بریم داخل؟ -بریم. به همین سادگی تصمیم گرفته شد. اما چگونه باید به داخل سفارت می رفتیم. حدود سی الی چهل سرباز جلوی درب سفارت ایستاده بودند. اما ما به راحتی به میان آنها رفتیم و من که وزن کمتری داشتم در یک چشم به هم زدن از در بالا رفته و به داخل سفارت پریدم آنطرف در هم سی سرباز ایستاده بودند که باز هم چیزی به ما نمی گفتند انگار عادی شده بود که هر کس می خواهد از روی در به داخل سفارت بیاید و سربازان همچون مجسمه هایی باقی مانده از جنگ جهانی دوم سرجایشان ایستاده بودند و گه گاه نگاهی هم به ما می کردند من که به داخل سفارت رسیده بودم چند دقیقه منتظر ماندم تا محمد هم بیاید. او می گفت چون سردر بلند بوده از کسانی که آنجا بودند و در میان سربازان می پلکیدند خواسته تا به او کمک کنند و آنها نیز به حکم انسانیت زیر پایش را گرفته و او را به بالای سردر رسانیده بودند. حالا دیگر در خاک بریتانیای کبیر بودیم.

ادامه نوشته

در حاشیه یک اقدام کنترل شده

در موقعیت کنونی، استکبار رسانه ای غرب بر آن شده است تا با سوء استفاده از فضای رشد یافته نقد و گفتگو در داخل کشور و اجتناب معتقدین به انقلاب و نظام از تصلب ذهنی و تفکر کلیشه ای، برای لحظه ای هم که شده از بحران جانکاهی که در سرتاسر جهان نصیب اربابانشان شده، خاطر  آسوده کند و به خیال باطل خود از این فضا، میوه ای هم برای خود بچیند. این پایگاه های دروغ پراکنی، با استفاده از ترفندهای ناجوانمردانه رسانه ای، همچون زدن تیترهای نامربوط به متن،‌ ترتیب خاص دادن به نظرات در ذیل مطلب به گونه ای که امیال آنان را سامان دهد و عدم انتشار کامل آن، تمام همت خود را مصروف کردند تا به صورتی مذبوحانه و مضحک، آنچه مطلوبشان است را ازاین مطلب استخراج کنند.

دیگربان

پیک ایران

خبرنگاران سبز

بی بی سی فارسی

و چند بنگاه دروغ پراکنی دیگر.

برای مراجعه به متن بدون سانسور این مطلب به لینک زیر مراجعه کنید.

در حاشیه یک اقدام کنترل شده

در حاشیه یک اقدام کنترل شده

از قلهک تا فردوسی

من دیر وارد ماجرا شدم. بعد از رفتن خبر ورود دانشجویان به سفارت انگلیس روی تلکس فارس با مسعود و احسان به سمت سفارت راه افتادیم. در راه به تعدادی از بسیجی ها برخوردیم و با هم همسفر شدیم. تا قلهک. ما سه نفر از ماجرای قلهک خبر نداشتیم و می خواستیم به سمت سفارت (میدان فردوسی) برویم. یکی از رفقای بسیجی ماشین داشت، زانتیا. تعداد هم بسیار زیاد بود به گونه ای که ردیف عقب ماشین شش نفری نشسته بودیم تقریبا در دو ردیف روی هم. واقعا سخت و طاقت فرسا بود ولی هر چه بود مفت پایمان تمام شد.

بالاتر از باغ قلهک پیاده شدیم. با چند دقیقه پیاده روی به در اصلی باغ رسیدیم. شاید بدون احتساب نیروی انتظامی کمتر از 200 نفر آنجا بودند. البته اگر خبرنگارها و مردم بیکار را کم کنیم به 100 نفر هم نمی رسیدند. عده ای داخل بودند اما آنها هم زیاد نبودند. وقتی که آنها آمده بودند افسر و سربازی آنجا نبوده است و راحت و آسوده از دیوار بالا رفته بودند و وارد باغ شده بودند. رئیس بسیج علم و صنعت هم داخل باغ بود. دلیل اینکه نرفته بودیم سفارت (فردوسی) را آن وقت فهمیدم. چند دقیقه شعار دادیم.فضا را برانداز کردیم و چون دیدیم خبری نیست و علافی است از آن جمع جدا شدیم و رفتیم تا حداقل به مراسم آقا مجتبی تهرانی برسیم.

امدادهای غیبی
ایستگاه مترو شمیران با یکی از بچه های جنبش تماس گرفتم. گفت داخل سفارت است. طمع مان گرفت سری به سفارت بزنیم. از طرفی آن قدر مترو لفتش داد که از حاجی مجتبی جا ماندم. با احسان به سمت فردوسی راه افتادیم. ساعت 7 و نیم جلوی سفارت بودیم. جلوی سفارت غلغله جمعیت بود. وضع بسیار درهم تر از قلهک بود. اینجا معلوم بود یک تجمع واقعی شده است. جلوی در سفارت 2 ردیف سرباز ایستاده بود بعد هم از میان خیابان یک ردیف سرباز کاملا خیابان را از وسط دو نیم کرده بود. سوسکی ها کنار ایستاد بودند وقتی که می خواستند ما را بیرون کنند آنها وارد عمل شدند. خیلی راحت و بدون مزاحمت خود را به درب رسانیدم احسان جلوی چشم سربازان پرید و از دیوار بالا رفت. من نمی توانستم از این غلط ها بکنم چون استعداد ذاتی نداشتم. به طور خلاصه وزنم زیادتر از این حرفهاست. یکی از لباس شخصی هایی که آنجا بود و شاید از بسیج شهری بود برای من قلاب گرفت و من نیز به راحتی بالا رفتم و وارد سفارت شدم. این هم از امدادهای غیبی پروردگار.

ادامه نوشته