شبیه همان تبلیغات بازی پیروزی و الاتحاد و در همان ساعت حرکت، برای رقابت استقلال و النصر تبلیغاتی در سطح دانشگاه دیده می شد. از چند ساعت پیش از حرکت عده ای مشغول نوشتن پلاکاردهایی که قرار بود در ورزشگاه بر دست گرفته شود بودند. پارچه­هایی با شعارهای مختلف، در جلوی پارک حزب ا... برای خشک شدن، روی زمین دیده می­شدند.

اتوبوس ساعت سه و نیم به سمت ورزشگاه آزادی حرکت کرد. از ظاهر قصه مشخص بود که عده ای تنها برای تماشای بازی آمده اند و کاری به غرض اصلی از گذاشتن سرویس نداشتند. تجربه بازی هفته پیش، بچه­ها را مجبور کرده بود تا از روشهای عادی برای بردن پرچم ها و پارچه ها استفاده نکنند. به ورزشگاه آزادی که رسیدیم از چهره ها معلوم شد که عده ای هستند که همفکر مایند و با نیت ما به تماشای بازی آمده اند. چند نفری سرشکسته هم در ورزشگاه بودند. انگار برخورد نامناسب بازی قبل نتوانسته است مانع از انجام وظیفه ایشان شود. .پیش از ورود چند نفری پرچم تیم استقلال را خریدند و عده­ای صورت خودشان را آبی رنگ کردند. هر کسی برای خودش بلیط 3 هزار تومانی را خریداری کرد. پس از عبور از مرحله اول، بازرسی ویژه شروع شد. چند نفری از رفقایمان توسط نیروی انتظامی دستگیر شدند.

بازی هنوز شرع نشده بود. بچه­ها در جایگاه 26 نشستند. نیروی انتظامی از بچه­ها می­خواست که جایگاهشان را عوض کنند و به جایگاه دیگری بروند. خاطره بازی پیروزی که با این روش، کم کم آنها را از ورزشگاه بیرون کردند سبب مقاومت شد. بالاخره جایگاه 28 انتخاب گردید.

با شروع بازی شعارهایی از گوشه و کنار ورزشگاه برخاست. شعارهای هماهنگ تماشاچیان و موج مکزیکی درون ورزشگاه، تفاوت خاصی بین این بازی و بازی­های دیگر نشان نمی­داد. نیمه دوم که آغاز شد وضعیت تغییر کرد. با کمال تعجب دیدیم که پرچم چندین متری بحرین-که خود دانشجوهای علم و صنعت آن را دوخته بودند- بر سر دستها گرفته شد. همزمان پیراهن های میدان لولو بر تنها دیده و شعارهای حمایتی بلند شد؛«لعن ا... علی آل سعود»، «الشعب، یرید، اسقاط آل سعود»، «استقلال زلزله، آل سعود قاتله»، «بالروح، بالدم، نفعیک یابحرین».

 

 

گارد امنیتی به سمت جایگاه 28 آمد و چند درگیری بین نیروی انتظامی با بچه ها پیش آمد. دور جایگاه توسط گارد گرفته شد تا هم دانشجوها دست از پا خطا نکنند و هم بین آنها و تماشاچیان استقلال درگیری ایجاد نشود. استقلال که گل خورد واقعا عده ای ناراحت شدند. مامورین انتظامی به داخل جمعیت می آمدند وپرچم ها و بنرها را می گرفتند. چند نفری هم بودند که شاید از اول تا آخر بازی با «هندی کم» از این جایگاه فیلم برداری می­کردند. عکاس­های خبرنگار دوربینشان به سمت پشت دروازه می چرخید. در کنار این شعارها، جملاتی در حمایت از تیم اتستقلال سر می­دادند. صحنه بسیار آموزنده­ای برای مسئولین و خیلی از مسلمان­های بی خیال ایجاد شده بود. اینکه عده­ای از تک تک فرصت­ها برای حمایت از برادران دینی خود، با ایستادن پای همه هزینه­های آن بهره می­جویند.

هنگام خروج از ورزشگاه، شعار «نیروی انتظامی، تشکر، تشکر» سرداده شد. علتش هم دیدن برخوردهای بسیار تعجب برانگیز و نادرست نیروی اتنظامی در برنامه­هایی مانند تجمع مقابل کنسولگری عربستان در مشهد، تجمع مقابل سفارت عربستان و بازی پیروزی و الاتحاد بود و اینکه در این بازی لااقل از کسی خونی ریخته نشد!. معلوم بود که سردار احمدی مقدم به حرفهایش وفا کرده است.

عدم هماهنگی و توجیه بودن دستگاههای فرهنگی، امنیتی کشور در انجام وظایف اسلامی و انقلابی خود، هنوز دردی است که شاید برنامه­هایی مانند ورزشگاه، کمی سبب بیرون آمدن آنها از این غفلتشان شود.