کارگران، فراموش شدگان چرخ توسعه
امروز
هم زمان با تجمع خودجوش دانشجویان در مقابل مجلس در
اعتراض به بعضی مواد طرح اصلاح قانون انتخابات، عده ای دیگر در مقابل درب اصلی
مجلس جمع شده بودند از خودم پرسیدم این عده در روز تعطیل چرا در این هوای آلوده
تجمع کردند و وقتی فهمیدم که این ماه، بیست و هشتمین ماهی است که حقوق نگرفتن به
خودم گفتم که هوای آلوده ی تهران در مقابل چشمان منتظرخانواده ی این جماعت پشیزی
ارزش ندارد. این جماعت سفت و سخت در عین حال مهربان، کارگران نساجی قائمشهر بودند
که برای مطالبه ی حق خود که 28 ماه به تعویق افتاد در هوای سرد تهران ساعت 9 صبح
تجمع کردند. از همان ابتدا که متوجه شدم این جماعت با چنین مشکل بزرگی دست به
گریبان هستند به پیششان رفتم و از آن ها خواهش کردم مشکلاتشان را برای من که یک
دانشجوی معمولی هستم باز گو کنند خیلی ها مشتاقانه و با یک حالت در خواست با تمام
وجود از بلایی که سرشان آمده می گفتند. از چگونگی تعطیلی بخش های مختلف و رانت
هایی که بوی سیاسی به خودش گرفته بود تا بی تدبیری دولت در واگذاری بخشی خصوصی به
نماینده ی ترکیه که نه تنها وضیعت کارخانه ها را بهتر نکرد بلکه با دزدی و فرار
حداقل تولید این کاخانه را هم نابود کرد. کارگران حدودا 3 تا 24 سال سابقه داشتند
که برای حقوقی حدود 400 تا 600 هزار تومان مجبور به تجمع هفتگی در مقابل مجلس و
ریاست جمهوری شدند ولی آن ها مظلوم تر از آن هستند که لنز دوربین های خبر نگاران و
رسانه ها را به خود اختصاص دهند . لازم به ذکر است که این دو تجمع که هم زمان
برگزار می شد یک آزمون هم به شمار می رفت چندین نماینده مجلس به پیش دانشجویان آمدند
که اکثرا مواضع سیاسی خود پرداختند. مطالبه ی ما (بخوانید دانشجویان) را حق مسلم
ما می دانستند ولی در تجمع دیگر تنها 3 تا 4 نماینده آمدند که آن هم از نماینده
های شهرستان ها بودند که مثل معمول قول هایی دادند و رفتند و دیگر فرق این دو تجمع
در پوشش خبر ها بود که کسی حق نداشت از تجمع کارگران فیلم و عکس بگیرد ولی از
دانشجویان نه. چون ژست انتخاباتی نماینده ها که (دیگر در این اعتراض دولتی ها هم با
دانشجویان هم کلام بودند)بهم نریزد حال چه فرقی است بین دو مطالبه ی برحق، این راخدا می داند...